بررسی عوامل مؤثر بر آسیب های اجتماعی در بین دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه مدارس استان لرستان

بررسی عوامل مؤثر بر آسیب های اجتماعی در بین دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه مدارس استان لرستان
مجتبی روشن پور-رئیس اداره فرهنگی و تربیتی زندانهای لرستان
مجتبی رومانی- مسول پشتیبانی زندان مرکزی خرم آباد
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر وقوع آسیب های اجتماعی (اعتیاد،خشونت ووندالیسم)در بین دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهرهای استان لرستان صورت گرفته است. داده های این تحقیق با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه خودسنجی از نمونه ای با حجم ۳۶۰ نفر که از دانش آموزان پسردوره دوم متوسطه دبیرستان های شهرهای استان لرستان به شیوه ی نمونه گیری طبقه بندی تصادفی با استفاده از فرمول کوکران انتخاب گردید، چارچوب نظری این تحقیق، نظریه های ساترلند، هیرشی و کوهن می باشد. بر این اساس ۶ فرضیه ساخته شد و ارتباط آن ها با وندالیسم (خرابکاری) مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل دو متغیره داده ها نشان از معنادار بودن متغیرهای جنسیت، پیوند عاطفی و کینه توزی با متغیر وابسته (وندالیسم) داشت. اما رابطه ی متغیرهای درآمد خانواده، تحصیلات والدین و معاشرت با دوستان بزهکار با وندالیسم مورد تأئید قرار نگرفت.

مفاهیم کلیدی: وندالیسم، بزهکاری، پیوند عاطفی، کینه توزی، معاشرت با دوستان بزهکار، خرم اباد.
مقدمه
در مفهوم شناسی آسیب های اجتماعی باید گفت عبارت است « مطالعه نابسمانی و اختلال و عدم هماهنگی و تعادل در کارکردهای مربوط به کالبد حیات اجتماعی انسانها» ( صدیق سروستانی،۱۳۸۸ : ص۴) . این مسأله از آن رو مهم است، که هم خسارات بعضاً هنگفتی بر بودجة عمومی یک کشور می‌رساند و هم در برخی مواقع زندگی اجتماعی و حتی روزمره انسان را دچار اختلال می‌نماید؛ مثلاً، مسافرانی که در قطار به علت پرتاب سنگ از طرف جوانان به شیشه قطار دچار آسیب می‌شوند. توجه داشتن به این دو مورد یعنی، ضرر رساندن به بودجة عمومی و یا حتی خصوصی کشور و اختلال جدی به زندگی روزمره انسان‌ها و پایمال شدن حقوق بعضاً اولیه آن‌ها، که از برخی اعمال به عوان آسیب اجتماعی یاد می شود ؛ نگارنده را بر آن داشت، تا به مطالعه برخی از آسیب های اجتماعی شایع در بین دانش اموزان استان(اعتیاد،وندالیسم وخشونت) به عنوان یک مساله اجتماعی بپردازد. لازم به ذکر است که آسیب های اجتماعی خاص کشورهای توسعه نیافته نیست، بلکه در کشورهای توسعه یافته نیز وجود دارد فقط با تنوع وگستردگی آسیب های اجتماعی فراوانی هرکدام از این آسیب ها در جوامع گوناگون فرق دارد.

بیان مساله و اهمیت پژوهش:
فعاليت روزمره انسان‌ها در جامعه، مبتني بر «نظم اجتماعي » است و اين نظم اجتماعي از طريق افراد و گروه هاي اجتماعي اعمال می‌شود و تحول و یا تداوم پيدا مي كند. در حقيقت هر رفتار اجتماعي از طريق هنجارها و قوانين خاصي اداره مي‌شود و در اين‌جا منظور از هنجارها، استاندارد هاي رفتاري است، كه از طريق افراد و گروه‌هاي اجتماعي از همگان انتظار مي‌رود (محسني تبريزي، ۱۳۷۲، ص ۳۷۶). به‌طور کلی، زندگی اجتماعی انسان، به وسیله هنجارها، قوانین و مقررات اداره می‌شود. اگر افراد جامعه به قوانین و مقررات و هنجارهای اجتماعی، که رفتار آن‌ها را به عنوان مناسب و نامناسب تعریف می‌کنند، مقید نباشند، فعالیت‌های انسان متوقف، یا دچار هرج و مرج خواهد شد (احمدی،۱۳۷۷، ص۱۱). در این‌جا گفته می‌شود، یکی از اعمالی که نظم اجتماعی و قوانین و مقررات را به‌طور جدی تهدید می‌کند، اعمال و کردارهای است که برخلاف هنجارها و قوانین هر جامعه ای باشد. از طرف دیگر مرتکبین اعمال خلاف قانون می تواند از هر قشری و گروه خاصی باشد اما آنچه بیشتر باعث نگرانی جامعه شناسان وسایر علمای علوم اجتماعی شده است بروز رفتارهای خلاف قانون در بین قشر جوان و نوجوان جامعه می باشد،چراکه نیروی جوان هر جامعه ای به عنوان سرمایه یک مملکت وموتور محرک آن جامعه بسوی آینده خواهد بود. ذکر این نکته نیز مهم است، که یادآوری شود، ایران یکی از کشورهای جوان دنیا است. در منابع مربوط به انحرافات و كجروي‌هاي اجتماعي، آسیب های اجتماعی از جمله خشونت ووندالیسم به مثابة نوعي بزه و از انواع جرايم خرد مطرح شده است (محسني تبريزي، ۱۳۸۳، ص۲۶).
آمارهای انتشار یافته نشان می دهد که علی رغم بهبود وضع زندگی و معیشتی و علی رغم ازدیاد موسسات رفاهی و خدمات اجتماعی، در اکثر کشورهای جهان جرائم ارتکابی دانش آموزان با سرعت و آهنگ رو به رشدی افزایش یافته است عده ای ازدیاد جرائم و شیوع و تنوع زیاد آسیب های اجتماعی را از اختصاصات جوامع متمدن دانسته اند و معتقدند که بشر به همان سرعت که به سوی تذقی و پیشرفت وتکامل صنعتی و مادی پیش می رود از معنویت دور شده و در نتیجه به تبهکاری و قانون شکنی رو می اورند (سخاوت،۱۳۸۰: ۳۵ص). عده‌ای نیز شیوع و تنوع آسیب ها و جرائم را محصول سستی اعتقادات مذهبی دانسته اند (نصری،۱۳۸۰:ص ۲۴۳). علمای جرم شناسی و جامعه شناسی پیدایش انواع جرائم ارتکابی دانش آموزان را معلول عواملی نظیر توسعه ناگهانی صنایع ، وسعت و گسترش غیر اصولی شهرها، برخورد ملل واقوام گوناگون، درهم ریختن و از هم پاشیدگی خانوادها، سست شدن پایه ها و مبانی مذهبی و اخلاقی وعوامل دیگر می دانند(محمدی اصل،۱۳۸۵،ص۲۳). از جمله عوامل دیگری که در تحقیقات داخلی با شیوع آسیب ها در بین دانش آموزان رابطه داشته اند، فاصله طبقاتی، سکونتگاههای نامطلوب،فقر(Jacano,2009,pp25) نابسامانی های خانوادگی،عدم آگاهی اشاره شده است.برخی از نظریه پردازان از حوزه روانشناختی سعی بر آن داشته اند که از منظر فردی و روانی بروز آسیب های اجتماعی مختلف را در میان دانش اموزان تبیین کنند که عواملی چون هوش و تقلید و شخصیت افراد اشاره می کنند(رضایی،۱۳۸۶:ص۹۱). به هر حال می توان گفت که قرن حاضر، قرن سرعت و اضطراب است و نوجوانان عجله دارند که خود را به مقصد خیالی مورد نظر برسانند هرچند که در این راه قواعد و مقررات و قوانین شکسته شود(شامبیاتی،۱۳۷۹:ص ۱۸).
آسیب های اجتماعی از جمله مصرف سیگار، وندالیسم، پرخاشگری و… از نمونه‌هاي رفتار بزهكارانه در بين جوانان و نوجوانان است، كه امروزه بعد جهاني به خود گرفته اند،در كشور ما نيز اين پديده جهان‌شمول بيش از پيش موجبات تهدید اجتماعی و هم‌چنين تحمیل هزينه‌هاي سنگين، براي دولت نیز فراهم آورده است (محسني تبريزي،۱۳۸۳: ص۳۴). بعضی عقیده دارند،کجروی دربین نوجوانان یکی از مهمترین مسائل قرن ۲۱ می باشد که در سال های بعد جامعه را بصورت یک هرج و مرج کلی و بی قانونی سوق می دهد. « اکثریت صاحب نظران علوم اجتماعی بر این نقطه نظر معتقدند که این پدیده ، امروزه بصورت يك مسألة حاد اجتماعي در آمده است». (شامبياتي، ۱۳۷۵: ۱۲۳)پژوهش‌هاي متعدد در دنيا، نشان مي‌دهد، كه بزهكاري نوجواناناز چند جنبه واجد اهميت است. كودكان و نوجواناني كه گرفتار اینانحراف اجتماعي مي‌شوند، در اكثر موارد فرصت‌های جبران ناپذيري را از حيث تحصيل و كار از دست مي‌دهند. وجود چنين سابقة نامطلوبي در زندگي آيندة آن‌ها تأثير فراوان مي‌گذارد و با توجه به پذيرفته نشدن آنان در حلقه‌هاي درسي و کاری آبرومند و آينده‌ساز، گروهی مطرود از اين گونه افراد به وجود مي‌آيد، كه به نوبةخود مسأله را برای نسل‌هاي آينده تشديد مي‌كند و باعث تباهي كودكان و نوجوانان بيشتري مي‌شود. بنابرا امار سازمان زندان ها و اقدامات تربیتی استان لرستان سن جرائم خرد در۸سال گذشته از۱۹سال به ۱۳سال کاهش پیدا کرده است که این نشان دهنده شیوع آسیب های اجتماعی در بین نوجوانان و جوانان استان می باشد و جای توجه بیشتر دارد. استان لرستان نیز مانند دیگر نقاط دنیا نگران نسل جوان یعنی آینده سازان فرداست میزان بودجه ای که هرساله آموزش وپرورش استان صرف دانش اموزان می کند در حال افزایش است به این امید که نسل جوان بتواند در آینده بتواند برنامه های توسعه را برعهده بگیرد ودر سازندگی آینده استان نقش موثری بر عهده بگیرد.
جامعه شناسان نظریات مختلفی را در ارتباط با آسب های اجتماعی در بین نوجوانان وجوانان مطرح کرده اند که می تواند از نظریات کلان مانند ساختارگرایان کارکرد گرا،کشمکش،کنش متقابل نمادین و.. به بررسی این مساله با توجه به دیدگاه خود پرداخته اند که در تحقیق حاضر هم سعی شده است با بهره گیری ازنظریات ناکامی منزلتی کوهن،آنومی دورکیم و مرتون و…. به بررسی این مساله در بین دانش اموزان لرستانی پرداخته شود.بنابراین در تحقیق حاضر سعی شد که با توجه به نظریات جامعه شناختی به بررسی آسیب های اجتماعی شایع در بین دانش آموزان پرداخته شود .

اهداف تحقیق
هدف کلی این تحقیق، شناخت انواع و شیوع آسیب های اجتماعی در بین دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه استان لرستان می باشد.
اهداف جزئی
از اهداف جزئی این تحقیق می توان به موارد زیر اشاره نمود:
– بررسی رابطه آسیب های اجتماعی و احساس بی هنجاری.
– بررسی رابطه آسیب های اجتماعی و احساس بی معنایی.
– بررسی رابطه آسیب های اجتماعی و احساس بی قدرتی
– بررسی رابطه آسیب های اجتماعی و احساس انزوای اجتماعی
– بررسی رابطه آسیب های اجتماعی و احساس از خودبیگانگی
– بررسی رابطه آسیب های اجتماعی و دینداری
– بررسی رابطه آسیب های اجتماعی و احساس بی هنجاری
– بررسی رابطه آسیب های اجتماعی و حمایت اجتماعی خانواده
مبانی نظری
انحراف اجتماعی
شايد ساده‌ترين تعريف براي رفتار انحرافي اين باشد، كه بگوييم، هر عمل يا بياني از اعضاي جامعه، كه نوعي تجاوز به هنجارهاي گروهي شناخته شود، حالت انحرافي دارد، به‌طور خلاصه، انحراف، ناهمسازي با هنجارهای اجتماعی است (محسني تبريزي، ۱۳۷۲، ص۳۸۲). به نظر کوئن ، هر گونه رفتاري، كه با چشم‌داشت‌هاي جامعه يا گروه معيني در داخل جامعه تطبيق نداشته باشد، انحراف ناميده مي‌شود. انحراف به دوري جستن از هنجار اطلاق مي‌شود (كوئن،۱۳۷۰، ص ۱۶۰). بودون نیز انحراف را به رفتاري اطلاق مي‌كند، كه مخرب زندگي بوده، مورد سرزنش قرار گيرد يا موجب لطمه و جريمه گردد (به نقل از محسني تبریزی، ۱۳۸۳، ص۲۶).
جرم
ضمانت‌هاي اجرای رسمي و غير رسمي توسط جامعه، به منظور حفظ و تقویت هنجارهاي اجتماعي به كار برده مي‌شوند. قوانين هنجارهايي هستند، كه توسط حكومت تعريف و اجرا مي‌شوند و جرايم اعمالي هستند، كه قوانين آن‌ها را مجاز نمي‌شمرند (گيدنز،۱۳۷۴، ص۷۷۷). بنابراین، كنش‌هاي مثبت يا منفي مخالف نظم اجتماعي افراد در جامعه، كه به موجب قانون براي آن مجازات يا اقدامات تأميني تعيين شده باشد، جرم نام دارد. پس جرم عمل يا ترك عمل قابل مجازات يا اقدامات تأميني است كه قانون آن را مشخص مي‌كند (نوربها،۱۳۸۳، ص۵۰). جرم همانند ديگر انحرافات اجتماعي نسبي بوده و تابع زمان و مكان است (فرجاد، ۱۳۷۵، ص۱۷۵). در مورد شناخت جرم به عنوان يك مسألة اجتماعي، نمي‌توان فقط آن را از يك ديدگاه بررسي كرد. بلكه بايد علل گوناگوني را كه باعث ارتكاب این گونه اعمال مي‌شوند، مورد بررسي، تجزيه و تحليل قرار داد و راه‌حلي درست براي جلوگيري از ارتكاب بيشتر جرايم فراهم نمود (همان، ص۱۷۹).
بزه‌كاري
اعمال خلاف قانوني كه بوسيله جواناني انجام شود، كه هنوز به سن قانوني نرسيده‌اند، رفتار بزه‌كارانه ناميده مي‌شود و جواناني كه چنين رفتارهايي را مرتكب مي‌شوند جوانان بزه‌كار مي‌نامند (احمدي، ۱۳۷۷، ص ۱۴). بنابراین، به لحاظ ماهیت دو واژة جرم و بزه‌کاری یک مفهوم دارند. اما واژة بزه‌کاری و جرم با توجه به کسانی که مرتکب آن می‌شوند، در دو معنای متفاوت به کار می‌رود. بدین معنا که در جامعه‌شناسی انحرافات به اعمال غیر قانونی که افراد زیر سن قانونی مرتکب می‌شوند، بزه و به انجام دهندة این رفتار بزه‌کار می‌گویند. این تمایل وجود دارد، که اصطلاح بزه‌کار را به جوانان و مجرم را به بزرگسالان نسبت داده و محدود می‌کنند؛ این واقعیت که جوانی و بزه‌کاری در کنار هم به کار
می‌رود، اما بزرگسالی به‌ندرت با بزه‌کاری همراه است، بر این نکته تأکید دارد، که نسبت بزه‌کاری جوانان و مجرمیت بزرگسالان رویه‌های نسبتاً متفاوتی وجود دارد (ستوده،۱۳۸۰، ص ۴۳). به نظر شومیکر ، افراد بین ۱۱ سال تا سن قانونی در اصطلاح جامعه‌شناسی انحرافات، جوان خوانده می‌شوند، که به‌ندرت مرتکب بزه‌کاری های شدید شده و بیشتر در بزه‌کاری های ملایم درگیر می‌باشند (به نقل از احمدی،۱۳۸۴، ص ۱۴۵).
آسیب اجتماعی
آسیب شناسی اجتماعی مفهوم جدیدی است که از علوم زیستی گرفته شده و مبتنی بر تشابهی است که دانشمندان بین بیماری های عضوی و آسیب های اجتماعی(کجرویها) قائل می شوند. واژه آسیب شناسی از دیدگاه پزشکی به فرایند ریشه یابی بیماری ها گفته می شود.آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چارچوب اصول اخلاقی و قوامد عام عمل جمعی رسمی و غیر رسمی جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمی گیرد و در نتیجه با منبع قانونی و یا قبح اخلاقی و اجتماعی رو برو می گردد. به همین دلیل ، کجروان سعی دارند کجروی ها خود را از دید ناظران قانون ، اخلاق عمومی و نظم اجتماعی پنهان نمایند ؛ زیرا در غیر این صورت با پیگرد قانونی ، تکفیر اخلاقی ، طرد اجتماعی مواجه می شوند(عبدالهی ،۱۳۸۳:۱۵).آسيبهاي اجتماعي پديده هايي واقعي، متغير، قانونمند و قابل کنترل و پيش گيري اند. کنترل پذيري آسيبهاي اجتماعي شناخت علمي آنها را در هر جامعه اي براي پاسخ به پرسشهاي نظري و عملي و کاربردي از ايده ها و يافته هاي علمي توليد شده در برنامه ريزي هاي کوتاه و بلند مدت براي مقابله صحيح با آسيبهاي اجتماعي، درمان يا پيشگيري از گسترش و پيدايش آنها را ضروري و پر اهميت مي سازد.

چارچوب نظری
کوهن و ناکامی منزلتی
کوهن در نظريه ي ناکامي منزلتي خود تحت عنوان پسران بزه کار به بررسي مجدد نظريه مرتن مي پردازد و تغييراتي در آن ايجاد مي کند. در واقع کوهن اصطلاح منزلت را جانشين موفقيت در نظريه ي مرتون مي سازد. يعني طبقات پايين در جامعه از نظر دستيابي به منزلت دچار ناکامي هستند. جامعه در عين حال که آن ها را به کسب منزلت تشويق مي کند، امکان دستيابي را در اختيار آن ها قرار نمي دهد. بنابراين، طبقه محروم شيوه هاي خود را براي دستيابي به منزلت پيدا مي کنند، اين امر از طريق اشتغال به امور خلاف تحقق مي يابد(ممتاز،۱۳۸۱، ص۱۰۰). به نظر کوهن، دانش آموزاني که در خانواده هاي طبقه ي پايين، جامعه پذير شده اند، به طور نسبي قادر به همسازي با اين معيارها نيستند و نمي توانند بر اساس اين استانداردها با دانش آموزان طبقات اجتماعي ديگر رقابت کنند. يکي از راه حل هايي که آنان براي مشکل همسازي خود انتخاب مي کنند، رفتار بزه کارانه، با مشارکت دانش آموزان است، که شرايط مشابهي دارند. آنان دارودسته هاي بزه کار را شکل مي دهند، زيرا اگر به تنهايي مرتکب رفتار انحرافي شوند، از ديگران جدا افتاده و موفق نخواهند شد. رفتار بزه کارانه در دارودسته هاي بزه کار مجموعه جديدي از هنجارها را براي اعضاي اين دارودسته فراهم مي کند، که با ارتکاب بزه کاري عليه مظاهر فرهنگ طبقه ي متوسط نظير تخريب اموال دولتي(شکستن کيوسک هاي تلفن و پاره کردن صندلي هاي اتوبوس هاي عمومي و غيره) مي توانند براي خود منزلت اجتماعي کسب کنند. به اعتقاد کوهن ، خرده فرهنگ بزه کار پاسخ دسته جمعي افرادي است، که در ساختار اجتماعي موقعيت يکساني داشته و براي کسب موقعيت هاي اجتماعي بالا و مزاياي مادي که به تبع اين موقعيت حاصل مي شود، احساس ناتواني مي کنند و انتخاب خرده فرهنگ بزه کار به طور دسته جمعي راه حلي است براي کسب موقعيت اجتماعي فرد بر اساس معيارهايي که از طرف آن ها پذيرفته شده و انجام آن ها برايشان امکان پذير است (احمدي، ۱۳۸۴، صص ۷۴-۷۳).
به نظر کوهن تصور و احساس جوانان به ميزان زيادي متکي بر داوري ديگران نسبت به آن ها مي باشد، از سوي ديگر موفقيت و رفتار جوانان با معيارهاي طبقه ي متوسط سنجيده مي‏شود و مورد داوري قرار مي گيرد. بنابراين نظريه کوهن توضيح کننده ي آن دسته از بزه کاري نوجوانان تبهکار است، که از شکست بزه کار در کسب پاداش هاي اجتماعي از طريق وسايل مشروع ناشي مي شود و اين ، در مورد نوجوانان طبقه هاي پايين اجتماع صدق مي‏کند(شکرريزي، ۱۳۷۶، ص ۳۸).
کوهن شش خصلت براي خرده فرهنگ هاي کج رو در نظر مي گيرد که به طور خلاصه به شرح زير هستند:
– گرايش غير سود مندانه (حتي در مورد دزدي، اشياء به راحتي به ديگران داده مي شود و يا اصلاًنابود مي گردد و کم تر مورد استفاده يا فروش قرار مي گيرد.
– ميل به خشونت و ويران گري.
– منفي گرايي ( بيش تر ارزش هاي معمول و پذيرفته شده به شکل معکوس مورد قبول قرار مي گيرند.
– لذت جويي و خوش پرستي(لحظه اي و براي مدت زمان کوتاه بدون آينده نگري واقع مي شود)
– آزادي و تنوع در کج رفتاري ( شامل دزدي ، وحشي گري، خشونت، ايجاد وحشت و انواع فعاليت‏هاي ديگر مي گردد)
– استقلال و انسجام گروهي ( وفاداري به گروه از اهميت خاصي برخوردار است ودر مقابل هر رفتار ديگري ارجحيت دارد).(ممتاز،۱۳۸۱، صص ۱۰۳-۱۰۲).

هیرشی و پیوند اجتماعی (کنترل اجتماعی)
تئوری کنترل ]اجتماعی[ بیان می کند که کنش بزهکار نتیجه زمانی است که پیوندهای افراد با جامعه ضعیف می شود یا گسسته می شود. این تئوری دو مفهوم بسیار مرکب را در اختیار می گیرد، پیوند افراد با جامعه ]پیوند و جامعه[ (هیرشی، ۱۹۷۴، ص ۱۶). فرضیه اصلی این نظریه ارضانشدنی بودن ماهیت انسان است… موضوع موردنظر این نظریه این است که، چه عواملی باعث محدود شدن رفتار می گردد. به عبارت دیگر، به جای این که بپرسیم چرا کج رفتاری واقع شده باید سؤال کنیم که چرا همه ی مردم هنجارشکنی نمی کنند. پاسخ هیرشی این است که همه ی افراد کج رفتاری نمی کنند، چون جرأت آن را ندارند. هیرشی موضوع پیوند اجتماعی را مطرح می سازد و بر این اعتقاد است که کج رفتاری زمانی واقع می شود که پیوند میان فرد و جامعه ضعیف باشد یا گسسته شود. هیرشی معتقد است که چهار عنصر اصلی باعث پیوند فرد و جامعه می شود:
۱ـ وابستگی
۲ـ تعهد
۳ـ درگیری
۴ـ اعتقاد
۱ـ وابستگی
در تبیین رفتار انطباقی، جامعه شناسان بر حساسیت برای نظر دیگران تأکید کردند، آن ها متمایل بودند که پیشنهاد کنند مردم برای عقاید دیگران حساسیت دارند و بنابراین، حساسیت را در تبیین هایشان از رفتار انحرافی وارد می کردند. دورکیم سالها پیش گفته بود که ما موجودات اخلاقی هستیم تا جایی که موجوداتی اجتماعی باشیم. این ممکن است چنین تفسیر و معنا شود که ما تا اندازه ای موجوداتی اخلاقی هستیم که هنجارهای یک جامعه را درونی کرده باشیم. اما مفهوم درونی ساختن هنجارها چیست؟ هنجارهای جامعه، تعریف مشترک اعضای جامعه است. بنابراین، هنجارشکنی برعکس خواسته ها و انتظارات دیگر افراد است. اگر یک شخص توجهی به خواسته ها و انتظارات مردم دیگر نداشته باشد و اگر او به اعتقاد دیگران حساس نباشد، آن شخص تا اندازه ای نسبت به هنجارها پیوند ندارد، بنابراین، او خود را برای انحراف آزاد می بیند. ماهیت درونی کردن هنجارها، وجدان یا فراخود است که وابستگی افراد را به یکدیگر باعث می شود. این نقطه نظر چند مزیت دارد، از جمله این که تبیین های رفتار انحرافی بر وابستگی مبنا قرار می گیرند. برای مثال یک فرد طلاق گرفته احتمالاً بعد از طلاق بیشتر مرتکب یک تعداد کنش انحرافی می شود (هیرشی ، ۱۹۷۴، صص ۱۹-۱۶).
۲ـ تعهد
تعداد کمی انکار می کنند که مردم در فرصت ها از قوانین به سادگی پیروی می کنند، از ترس پیامد قانون شکنی. این رفتار عقلانی انطباق، را برچسب تعهد می نامیم. این ایده چنین است که فردی که زمان و انرژی خودش را برای یک فعالیت مشخص مانند: تحصیل کردن، درست کردن یک شغل و بدست آوردن آبرو و شهرت ، صرف می کند؛ هر زمانی که او متوجه رفتار بزهکاری شود، می بایست به هزینه های این رفتار انحرافی توجه کند. در این جا خطر از دست دادن هر آنچه به دست آورده، او را مجبور می کند که کج رفتاری نکند. اگر وابستگی معادل جامعه شناختی مفاهیم فراخود یا وجدان باشد، تعهد نیز معادل جامعه شناسی مفهوم خود است.
مفهوم تعهد بیان می کند که سازمان جامعه به مانند منافع اکثر مردم است، که با کنش مجرمانه در معرض خطر قرار می گیرد (هیرشی، ۱۹۷۴، ص ۲۰و۲۱). بدین سان فردی که به فعالیت های زندگی روزمره متعهد باشد، به منظور حفظ موقعیتی که با کوشش برای خود بدست آورده، کج رفتاری نمی کند و خود را به خطر نمی اندازد. بیش تر افراد می خواهند شهرت خوب و آینده خوب داشته باشند و برای این منظور شیوه زندگی متعارف را دنبال می کنند؛ شیوه زندگی که در چارچوب آن فرد به هنجارهای اجتماعی متعهد می شود.
از دیدگاه نظریه ی نظارت اجتماعی ]کنترل اجتماعی[، عمل کننده، هزینه ها و منافع ناشی از هر عمل خود را می سنجد و بر آن اساس انتخاب می کند. حال اگر هزینه ی کج رفتاری سنگین باشد، فرد کوشش می کند تا از آن اجتناب کند… پس افراد متعهد که دارای موقعیت مستحکمی در جامعه هستند، حتی الامکان از هنجارشکنی دوری می جویند، به نظر هیرشی، در مقابل، کسی کج رفتاری می کند که چیزی ندارد که از دست بدهد (ممتاز، ۱۳۸۱، صص۱۲۱و ۱۲۲).
۳ـ درگیری
به نظر هیرشی، زمان و انرژی ذاتاً محدود هستند، درگیری در فعالیت های روزمره بخشی از تئوری کنترل است. بنابراین، شخصی که درگیر فعالیت های روزمره است، به ندرت فرصت کنش انحرافی پیدا می کند. او حتی نمی تواند در مورد کنش انحرافی فکر کند. بنابراین، فراهم کردن تسهیلات در برنامه ها، بزهکاری را کاهش می دهد (هیرشی، ۱۹۷۴، صص۲۱و۲۲). بیش تر افراد در طول زندگی خود زمان و انرژی محدودی دارند. درگیری در امور زندگی روزمره به وقت زیادی نیاز دارد و خود باعث محدود شدن رفتار می شود. افراد بیکار و بیهوده وقت بیش تری برای هنجارشکنی دارند، در حالی که کسی که کار می کند خانواده ای تشکیل داده و سعی می کند در حرفه خود موفق باشد، وقت و انرژی اضافی برای ارتکاب جرایم را ندارد. به هیچ دلیل، بیش تر جرم شناسان معتقدند که افزایش سال های تحصیلی، انجام خدمت وظیفه، فراهم بودن تسهیلات ورزشی، باعث کاهش کج رفتاری در میان نوجوانان می گردد (ممتاز، ۱۳۸۱، ص ۱۲۲).
۴ـ اعتقاد
برخلاف تئوری فرهنگ بزهکاری، تئوری کنترل، وجود یک سیستم مشترک ارزشی در جامعه یا گروه را می پذیرد. حال چرا یک نفر برخلاف قوانین جامعه ای که در آن زندگی می کند، عمل می کند؟ جوابی که هیرشی می دهد، ضعف اعتقاد به هنجارهای اجتماعی است. به نظر هیرشی، منحرف رفتار خود را عقلانی می کند تا آن مقدار که بتواند برخلاف قوانین رفتار کند. در این جاست که هیرشی به نظریه ی ماتزا و سایکز در مورد تکنیک های خنثی سازی اشاره می کند (هیرشی ، ۱۹۷۴، صص۲۳و۲۴).
بنابراین، هیرشی معتقد است که میزان اعتقاد افراد به هنجارهای اجتماعی و رعایت قوانین متفاوت است. هرچه این اعتقاد در فرد ضعیف تر باشد، بیش تر احتمال دارد که هنجارشکنی کند. بنابراین، انحراف به علت فقدان اعتقاد به اعتبار هنجارها و قوانین واقع می شود. فردی که خود را تحت تأثیر اعتقادات معمول در جامعه نبیند، هیچ وظیفه ی اخلاقی برای همنوایی رعایت قوانین در نظر نمی گیرد (ممتاز، ۱۳۸۱، ص۱۲۲).
بنابراین، براساس دیدگاه هیرشی، بزهکاری جوانان که وندالیسم شاخه ای از آن است، معلول کاهش و یا فقدان نظارت و کنترل اجتماعی است. به زعم او زمانی که کنترل اجتماعی تضعیف گردد، یکپارچگی اجتماعی متقابلاً دستخوش زوال و نقصان گردیده که این خود به کاهش اقتدار ناشی از یکپارچگی منجر شده و بالاخره در اثر آن، توانایی پیشگیری موثر از بزهکاری نقصان یافته و احتمال بروز کژرفتاری افزایش می یابد (محسنی تبریزی، ۱۳۸۳، ص۹۱).
نظریه ی انتقالی فرهنگی میلر
نظریه دیگری درباره رفتار بزهکاری از طرف میلر در سال ۱۹۸۵ ارائه گردید. «این نظریه بطور قابل ملاحظه ای در مقابل نظریه کوهن قرار دارد» (گیبسون ، ۱۹۷۶، ص۱۲۱). با وجود داشتن وجوه اشتراک زیاد، این دو نظریه به نحوی در رقابت با یکدیگر قرار دارند. نظریه میلر حاصل تجربه و تحلیل وی از دسته های بزهکار در فرهنگ طبقه پائین است وی معتقد است که طبقه پائین دارای فرهنگی متمایز و از آن خود است که قرن ها قدمت دارد. طبقه پائین دارای علائق اساسی و معین است: از قبیل «دردسر » ]که یک جنبه از آن نشان دهنده وضعیت یا نوعی از رفتار است که منتهی به درگیری نامطلوب پیچیده ای با اقتدار رسمی یا کارگزاران طبقه متوسط می شود[، «سختی » ]که بر جرئت داشتن و دلیری دلالت دارد[، «زرنگی » ]آدم ساده نبودن، گول نخوردن و بالعکس گول زدن[ «تهینج » ]که قصد از آن ارتکاب مواردی است که امور جاری را به اختلال می کشد[، «سرنوشت » ]به معنی اینکه نیرویی غیر از طبقه پائین امور آنها را کنترل می کند[ و آخرین آنها «استقلال » است ]که قصد از آن خودداری عمیق از کنترل به وسیله دیگران است[. وی می گوید که اجتماعات طبقه پائین در تلاش به هواخواهی از این علائق مهم، رفتاری بروز می دهند که بر پایه استانداردهای متفاوت، رفتار بزهکارانه تلقی می گردد. وی همچنین اظهار می دارد:
«در مورد دسته بزهکار ]باید گفت[ که نظام فرهنگی ای که مستقیم ترین نفوذ را بر رفتار اعمال می نماید، همان فرهنگ طبقه پائین است ـ نظامی با قدمت طولانی که بطور متمایز شکل گرفته و همبستگی مخصوص به خود را دارد، نه این که آن را خرده فرهنگ بزهکاری بدانیم که در طی تعارض با فرهنگ طبقه متوسط به وجود آمده و به طور عامدانه در پی تخطی از هنجارهای طبقه متوسط است» (میلر، ۱۹۵۸).
بنابراین، اعضای دسته های بزهکار در پی واژگونی ارزش های طبقه متوسط نیستند بلکه در پی حفظ ارزشهای خویش هستند، هسته اصلی نظریه میلر این است که «عنصر اصلی انگیزه گروه های خیابانگرد طبقه پائین در ارتکاب رفتار «بزهکارانه» آن ها را در جهت کوششی مثبت برای کسب وضعیت، شرایط و کیفیت هایی وا می دارد که در معتبرترین محیط فرهنگی آنان بها داده می شود». پسران طبقه پائین که مورد مطالعه میلر قرار گرفتند، در زندگی و گذران اوقات با استانداردها و انتظاراتی جامعه پذیر شده اند که رفتار ویژه ای را می طلبند. از آن جایی که نظام های اخلاقی و قانونی، یک نظام مسلط تر ارزشی را مطرح می کند، به خصوص نظام ارزشی طبقه متوسط و بالاتر را، بنابراین، این رفتار، انحرافی شناخته می شود(میلر، ۱۹۵۸). در مقابل نظریه ی کوهن که جوانان طبقه ی پائین در واکنش علیه ارزش های طبقه ی متوسط که موجب محرومیت آنان گردیده، درگیر رفتار بزهکارانه می شوند؛ میلر بر این باور است که ارزش های طبقات پائین از ویژگی های ذاتی فرهنگ خاص خودشان نشأت گرفته، که زمینه ساز رفتار بزهکارانه است. به اعتقاد میلر، آن چه باعث می شود جوانان طبقه ی پائین جامعه بزهکار شوند، شدت توجه و دلبستگی آنان به ارزش های طبقه ی پائین جامعه است (احمدی، ۱۳۸۴، ص۷۶-۷۴). همچنین باید گفت که میلر دو عامل را در گرایش نوجوانان طبقه پائین جامعه بر بزهکاری موثر می داند:
۱ـ تمایل به تعلق در گروه همسالان
۲ـ موقعیت جوانانی که از طریق هنجارهای گروه همسالان به مقام و شهرت دست می یابند. به زعم میلر، این عوامل در چارچوب عناصر اصل الگوی کلی فرهنگ طبقه پائین قابل درک می باشد (محسنی تبریزی، ۱۳۸۳، ص۱۴۱).
ساترلند و پیوند افتراقی
نظریه پیوند افتراقی ادوین سادرلند مشهورترین نظریه از مجموع نظریه های جامعه پذیری یا یادگیری در مباحث کج رفتاری اجتماعی است، نکته اصلی نظریه ساترلند این است که افراد به این علت کج رفتار می شوند که تعداد ارتباط های انحرافی آنان بیش از ارتباط های غیرانحرافی شان است. این تفاوت تعامل افراد با کسانی که ایده های کج رفتارانه دارند نسبت به افرادی که از ایده های هم نوایانه برخوردارند (یعنی ارتباط بیشتر آنان با کج رفتاران با ایده های کج رفتاری) علت اصلی کج رفتاری آنهاست. خلاصه ای از رویکرد ساترلند به مسئله کج رفتاری را به دلیل اهمیت فراوان آن نقل می کنیم:
۱ـ کج رفتاری یادگرفتنی است، نه ارثی و نه محصول بهره هوشی پائین با آسیب مغزی و امثال آن.
۲ـ کج رفتاری در تعامل با دیگران آموخته می شود.
۳ـ بخش اصلی یادگیری کج رفتاری در حلقه درون گروه روی می دهد و رسانه های جمعی و مطبوعات نقش دوم را ایفا می کنند.
۴ـ یادگیری کج رفتاری شامل آموختن فنون خلافکاری و سمت و سوی خاص انگیزه ها، کشش ها و گرایش ها می شود.
۵ـ سمت و سوی خاص انگیزه ها و کشش ها از تعریف های مخالف و موافق هنجارها یاد گرفته می شود.
۶ـ فرد به دلیل بیشتر بودن تعریف های موافق تخلف، به نسبت تعریف های موافق با هم نوایی با هنجارها کج رفتار می شود (این نکته، قضیه کلیدی نظریه ساترلند است).
۷ـ پیوندهای افتراقی ممکن است از نظر فراوانی، دوام، رجحان و شدت متفاوت باشند.
۸ ـ فرآیند یادگیری کج رفتاری از طریق تعامل با کج رفتاران و همنوایان ساز و کارهای مشابهی با هر نوع یادگیری دیگر دارد.
۹ـ کج رفتاری را که خود تجلی نیازها و ارزش های کلی است نمی توان با همین نیازها و ارزش های کلی تبیین کرد. (ساترلند و کرسی، ۱۹۶۶، صص۷۷-۸۳).
ساترلند البته قصد نداشته است که همه قضایای نه گانه را در مورد اشکال مختلف کج رفتاری به کار بندد. اما او هم مثل مرتن به پیروی از دورکیم بر این باور بوده است که کج رفتاری رویدادهای طبیعی در جامعه است و در حالی که مرتن در سطح ساختار اجتماعی نشان دادکه کج رفتاری را می توان پاسخی عادی به شرایط اجتماعی غیرعادی دانست، ساترلند در سطح تعامل اجتماعی مدعی شد که افراد به همان شیوه ای که یاد می گیرند از قوانین تبعیت کنند، به همان شیوه هم یاد می گیرند که کج رفتار بشوند. بنابراین ساترلند معتقد شده است که کج رفتاری را با اصول یادگیری اجتماعی بهتر می توان تبیین کرد تا با اصول روانشناختی مرضی.
به طور کلی، نظریه ی معاشرت افتراقی ساترلند، انحراف را به عنوان رفتاری توجیه می کند، که مانند همنوایی آموخته می شود، یعنی از طریق ارتباط متقابل با سایر مردم فراگرفته می شود (شکرریزی، ۱۳۷۷، ص۴۱). بنابراین، فرض اساسی ساترلند این است، که رفتار انحرافی در اثر همنشینی و پیوستگی با دیگران آموخته می شود، که از طریق روابط شخصی در داخل یک گروه محدود نظیر خانواده، مدرسه، کوچه و محله صورت می گیرد (کی نیا، ۱۳۷۰، ص۶۲). ساترلند می گوید: «برای آن که شخصی جنایتکار شود، باید نخست بیاموزد، که چگونه می توان جنایت کرد» او این فرضیه را تا آن جا پیش می برد، که می گوید: «این آموزش، حاصل و نتیجه کنش و واکشن با افراد دیگر است. غالباً فرد هم با افراد و گروه های غیرمنحرف برخورد می کند» (به نقل از کوئن، ۱۳۷۲، ص۲۲۱).
بر این اساس، چارچوب نظری منتخب در این پژوهش، مبتنی بر دیدگاه های کوهن (ناکامی منزلتی)، هیرشی (پیوند اجتماعی)، میلر (انتقالی فرهنگی)، ساترلند (پیوند افتراقی) می باشد.

پیشینه تحقیق
نورايي و صيدي در سال ۱۳۸۹در تحقيقي با عنوان «بررسي ارتكاب به جرم در بين جوانان شهر ايلام و عوامل موثر بر آن پرداختند. اين پژوهش با هدف بررسي عوامل موثر بر ارتكاب به جرم در بين جوانان شهر ايلام با تاكيد بر عوامل اجتماعي و خانوادگي انجام گرفته است. روش به كاررفته در اين تحقيق پيمايش است و اطلاعات مورد نياز با توزيع پرسشنامه در بين ۱۰۶ نفر از جوانان محبوس در زندان مركزي ايلام، درسنين ۱۸ تا ۳۰، جمع آوري شده است. نتايج تحقيق نشان داد بين متغيرهاي سن، ميزان تحصيلات، تعلق خاطر نسبت به خانواده و دوستان و درگيري در فعاليتهاي روزمره با گرايش به ارتكاب به جرم رابطه معنا داري دارد و در اين بين متغيرهاي اعتقاد به هنجارهاي اجتماعي و تعهد نسبت به فعاليت هاي روزمره با گرايش به ارتكاب به جرم رابطه معنادار وجود ندارد. (نورايي،صيدي،۱۳۸۹).
تركمان و همكاران در سال ۱۳۹۰ تحقيقي با عنوان «عوامل موثر بر گرايش نوجوانان پسر شهرستان كرج در خرده فرهنگ جرم» به بررسي پديده گسترش ومصرف موادمخدر صنعتي روان گردان و همچنين حشيش در بين نوجوانان شهر كرح پرداخته اند. تحقيق حاضر از نوع پيمايش مي باشد كه جامعه آماري آن ۱۰۰ نفر از جوانان و نوجوانان زير ۲۵ سال كه بصورت تصادفي ساده از۴ مركز ترك اعتياد سطح شهر كرج انتخاب شده اند مي باشند. براي بررسي و ميزان سنجش ميزان پايايي آن از آزمون آلفاي كرونباخ استفاده گرديده است. نتيجه محاسبات انجام شده نشانگر اعتبار ۷۵/۰ اين پرسشنامه مي باشد . يافته هاي تحقيق نشان مي دهد كه ميزان پول موجود در نزد جوانان از عوامل موثر بر گرايش به سوء مصرف مواد مخدر است . همچنين اين پژوهش نشان مي دهد والديني كه با كودكان خود مهربان نيستند، احتمال بزهكار شدن فرزندان آنان بيشتر مي باشد .(تركمان و همكاران،۱۳۹۰)
امینیان در پژوهشی که در سال ۱۳۸۹با عنوان بررسی جامعه شناختی فاکتورهای زمینه ساز خانواده و مدرسه در گرایش نوجوانان به مواد مخدر پرداخت. در پژوهش حاضر سعی شده ضمن مرور و توجه به رویکردهای مختلف این حوزه، با توجه به رویکردی جامعه شناختی به این مهم پرداخته شود. این تحقیق با روش پیمایش انجام شد که حجم نمونه ۴۲۶ نفر از دانش اموزان ۱۸-۱۵ ساله در تهران بزرگ مورد بررسی قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از رگرسیون چند متغیره استفاده شده است که یافته های پژوهش نشان داد که فاکتورهای خانواده ومدرسه هرکدام به طور مجزا بر متغیر وابسته اثرات قابل توجهی دارند.درمجموع میان اکثر متغیرهای مستقل تحقیق با متغیر مورد نظر تحقیق رابطه معنا داری وجود دارد.(امینیان،۱۳۸۹).
گلپایگانی در پژوهشی درسال۱۳۹۰، باعنوان: رابطه تعهد به مدرسه، نگرش به مواد مخدر و مصرف آن در دانش آموزان به بررسی این موضوع در بین دانش آموزان سال سوم دبیرستان در شهر تهران پرداخته است.روش تحقیق دراین پژوهش پیمایشی واز نوع همبستگی بوده ونمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای انجام شده است که حجم نمونه۲۰۰نفر از دانش آموزان که مشغول تحصیل بودند انتخاب شد یافته نشان داد که نگرش مثبت به مواد وعدم تعهد به مدرسه با مصرف مواد مخدر در دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری دارد(گلپایگانی،۱۳۹۰).
مک کوري دريک پژوهش کيفي تحت عنوان “کنترل شخصي، جنسيت، بزه کاري در خانواده هاي پدرسالاري” چنين اظهار مي دارد که تفسيرهاي نوجوانان از کنترل والدينشان و واکنش هاي آنان نسبت به کنترل ها با بزه کاري جوانان ارتباط دارد. او به اختلاف سه جزء اصلي کنترل هاي والدين يعني تنظيم، هنجاري کنترل و انضباط در خانواده هاي سنتي و پدرسالار و برابري گرا و تأثيرات آن ها بر رفتار بزه کارانه مي پردازد. به نظر وي جوانان در برابر کنترل والدين به پنج شيوه مي توانند واکنش نشان دهند. ۱- انطباق ۲- انتظار ۳- مخفي کردن ۴- مخفي کردن ردپا ۵- شورش علني. به نظر مک کوري واکنش هايي که نوجوانان خانواده هاي پدرسالار انجام مي دهند براي ترس از کنترل هاي مستقيم و خارجي بودند، در حالي که واکنش هاي نوجوانان در خانواده هاي غير پدرسالار، احتمالاً واکنش هايي براي دروني کردن ارزش هاي والدين بوده است. محقق عقيده دارد که بدون در نظرگرفتن جنسيت نوجوانان در خانواده هاي غيرپدرسالار احتمالاً بيشتر از نوجوانان خانوادۀ پدرسالار از استراتژي شورش علني استفاده کرده اند (مک کوري،۲۰۰۵).
كاپل و همكاران در تحقيقي تحت عنوان” جنسيت، قيود اجتماعي و بز ه كاري”مقايسه اى بين دختران و پسران انجام دادند. آن ها دريافتند كه هم براي پسران و هم براى دختران، بين تعهد نسبت به آموزش و مدرسه و اعتقاد (باور) به نظام قانونى و بزه كاري شديد يا خشن به طور معني داري رابطه منفى وجود دارد. وابستگي به گروه هم سالان فقط براي پسران با بزه كاري شديد به طور معني داري رابطه منفي دارد. آن ها همچنين شواهدي يافتند دال بر اينكه ساختار ارتباط بين قيود اجتماعي و بزه كاري شديد براي پسران و دختران متفاوت است (كاپل و همكاران،۲۰۰۵).
جيلز در تحقيقى تحت عنوان “بزهكارى با تاكيد بر (خشونت، سرقت، ونداليسم) در ميان نوجوانان دبيرستان آلبرتا” با نمونه آمارى۱۸۲ نوجوان ۱۹-۱۵سال كه ۸۴ نفر دختر و ۹۸ نفر پسر از طريق پرسشنامه پرداخته است. كه متغيرهاى كليدى: يگانگى (همدلى)، كنترل انگيزشى، تعهدات اجتماعى و رابطه ى آن ها با خشونت، سرقت، ونداليسم مى باشد. نتايج تحقيق نشان مى دهد كه بين يگانگى و كنترل انگيزشى با خشونت و ونداليسم رابطه معنى دارى وجود دارد، بين تعهدات اجتماعى و سه رفتار بزه كارى مورد تأكيد رابطه معنى دارى مشاهده نشده است (جيلز ،۲۰۰۶).

فرضیات تحقیق
۱- به نظر می رسد بین احساس بی هنجاری و آسیب های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
۲- به نظر می رسد بین احساس بی قدرتی و آسیب های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
۳- به نظر می رسد بین احساس انزوای اجتماعی و آسیب های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
۴- به نظر می رسد بین احساس از خود بیگانگی و آسیب های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
۵- به نظر می رسد بین دینداری و آسیب های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
۶- به نظر می رسد بین حمایت اجتماعی خانواده و آسیب های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
۷- به نظر می رسد بین احساس بی معنایی و آسیب های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
روش شناسی
در روش تحقیق حاضر از نوع پیمایش که عام ترین روش تحقیق در علوم اجتماعی محسوب می شود؛ استفاده شده و تکنیک به کارگرفته شده، استفاده از پرسشنامه می باشد. جمعیت آماری در این تحقیق، دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه که تعداد ۵۹۸۷۳ نفر هستند، می باشند که با استفاده از فرمول کوکران، به شیوه ی نمونه گیری طبقه بندی تصادفی خوشه ای ۳۶۰ نفر از آن ها به عنوان حجم نمونه این پژوهش انتخاب شدند. در ساخت پرسشنامه و سنجش بسیاری از متغیرها، از طیف لیکرت استفاده شده است که پس از جمع آوری پرسشنامه ها، داده ها به وسیله ی نرم افزار SPSS پردازش و در سطح استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای عملیاتی کردن متغیرهای آسیب های اجتماعی از شاخص هایی هم چون (تا به حال چند بار روی صندلی مدرسه خط کشیده اید؛ آیا اتفاق افتاده برای دفاع از دوست خود با رفیق خود درگیر فیزیکی شوید ؛ تا به حال چند بار اتفاق افتاده به آب سرد کن به هر دلیل صدمه وارد کنید؛ تا به حال برای کم نیاوردن پیش دوستان سیگار کشیده ایدو …)، احساس بی هنجاری شاخص هایی هم چون (براي رسيدن به موفقيت و پيشرفت در كارهايمان داشتن پارتي ضروري است؛ راي دادن عملي ¬بيهوده است و تاثيري در سرنوشت ما ندارد؛ بدون تقلب و كلاه گذاشتن بر سر ديگران نمي توان كاري از پيش بردو…) ،احساس بی معنایی از شاخص هایی هم چون (حرفهايم را در دل نگه مي دارم و آنها را با اعضاي خانواده ام در ميان نمي گذارم و…)،احساس بی قدرتی از شاخص هایی هم چون (احساس مي كنم نمي توانم در تصميماتي كه در خانواده گرفته مي شود تاثير بگذارم و…)، احساس انزوای اجتماعی از شاخص های همچون (خيلي از دوستان من در روابط خود با ديگران صادق و صميمي نيستند و…)، حمایت اجتماعی خانواده از شاخص های همچون(حمایت برای بهتر شدن سرنوشت؛حمایت درهنگام بروز مشکلات؛دردل در مورد مشکلات باخانواده و…)، دینداری از شاخص های همچون(اگر ما امر به معروف و نهي از منكر را ترك كنيم فساد همه جا را مي گيرد ؛در روز قيامت به اعمال و رفتار ما دقيقا رسيدگي مي شود ؛قرآن كلام خداوند است و هرچه مي گويد حقيقت محض است و…) برای اعتباریابی سنجه ها از اعتبارصوری استفاده شده است. «منظور از اعتبار صوری میزان توافق متخصصان یک امر در رابطه با یک شاخص یا معیار است. اعتبارصوری را می توان ناشی از میزان توافق چند متخصص دانست» (ساروخانی،۱۳۸۶، ص ۳۷۶)، یعنی عدم اتفاق نظر در مورد هر شاخص به معنای عدم اعتبارصوری آن است (ساروخانی،۱۳۸۵، ص۱۳۹). برای پایایی متغیرهای پژوهش از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار این ضریب برای متغیر وابسته (آسیب های اجتماعی) ۸۶/۰ بدست آمد. برای متغیر احساس از خود بیگانگی مقدار این آماره ۸۸/۰ ، حمایت اجتماعی خانواده ۷۴ /۰ و برای دینداری ۸۵/۰حاصل گردید. این نشان دهنده هم‌سازی درونی معرف‌هاست.

نتایج
جدول شماره۱: نتايج آزمون همبستگي پيرسون بين ابعاد آسیب های اجتماعی با متغیرهای مستقل
اعتیاد تخریب خشونت متغير
۶۵۹/۰ ۵۹۸/۰ ۷۵۶/۰ ضريب هبستگي پيرسون
ازخودبیگانگی
۰۰۰/۰ ۰۰۳/۰ ۰۰۰/۰ رابطه معني داري
۳۶۰ ۳۶۰ ۳۶۰ تعداد
(**)۷۱۴/۰ ۶۲۳/۰ ۶۷۱/۰ ضريب هبستگي پيرسون
بی معنایی
۰۰۱/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ رابطه معني داري
۳۶۰ ۳۶۰ ۳۶۰ تعداد
۵۵۵/۰ ۷۹۶/۰ ۶۲۲/۰ ضريب هبستگي پيرسون
بی قدرتی
۰۰۳/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۱/۰ رابطه معني داري
۳۶۰ ۳۶۰ ۳۶۰ تعداد
۴۱۱/۰ ۵۵۱/۰ ۴۲۸/۰ ضريب هبستگي پيرسون
انزوااجتماعی
۰۰۱/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ رابطه معني داري
۳۶۰ ۳۶۰ ۳۶۰ تعداد
۶۳۱/۰- ۵۶۳/۰- ۶۷۹/۰- ضريب هبستگي پيرسون
دینداری
۰۰۰/۰ ۰۰۱/۰ ۰۰۰/۰ رابطه معني داري
۳۶۰ ۳۶۰ ۳۶۰ تعداد
۷۲۸/۰- ۷۶۴/۰- ۷۲۱/۰- ضريب هبستگي پيرسون حمایت اجتماعی
۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ رابطه معني داري
۳۶۰ ۳۶۰ ۳۶۰ تعداد
۳۱۴/۰ ۲۵۸/۰ ۱۵۹/۰ ضريب هبستگي پيرسون بی هنجاری
۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ رابطه معني داري
۳۶۰ ۳۶۰ ۳۶۰ تعداد
۱۸۹/۰- ۲۸۷/۰- ۱۲۹/۰- ضريب هبستگي پيرسون پایگاه اجتماعی
۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ رابطه معني داري
۳۶۰ ۳۶۰ ۳۶۰ تعداد

همان طوری که در جدول شماره ۱ مشاهده ی شود بيانگر رابطه همبستگي بين ابعاد متغير وابسته و متغیرهای مستقل پژوهش مي‌باشد، از بين تمامي ابعاد متغیر وابسته و متغیرهای مستقل رابطه خطی و معناداری وجود دارد این رابطه برای متغیرهای حمایت اجتماعی خانواده،دینداری و پایگاه اجتماعی* اقتصادی دانش آموزان را منفی و برای سایر متغیرهای باقیمانده رابطه ای مثبت و خطی می باشد.
جدول شماره۲: نتايج آزمون همبستگي پيرسون بين آسیب های اجتماعی با متغیرهای مستقل

متغیر ملاک شاخص های آماری متغیرها ضریب همبستگی
(r) سطح معنادرای
(p) تعداد نمونه
(n)

آسیب اجتماعی احساس از خودبیگانگی ۶۵/۰ ۰۰۰/۰ ۳۶۰
احساس بی معنایی ۵۳/۰ ۰۰۰/۰ ۳۶۰
احساس بی قدرتی ۴۹/۰ ۰۰۰/۰ ۳۶۰
احساس انزوای اجتماعی ۴۳/۰ ۰۰۰/۰ ۳۶۰
دیندای ۵۸/۰- ۰۰۰/۰ ۳۶۰
حمایت اجتماعی ۶۳/۰- ۰۰۰/۰ ۳۶۰
احساس بی هنجاری ۳۸/۰ ۰۰۰/۰ ۳۶۰
پایگاه اقتصادی *اجتماعی ۳۹/۰- ۰۰۰/۰ ۳۶۰
همانطور که در جدول شماره دو مشاهد می شود بین عوامل مورد بررسی با آسیب های اجتماعی، همه متغیرهای مورد بررسی دارای رابطه با متغیر وابسته تحقیق(آسیب های اجتماعی) می باشند به طوریکه سطح معناداری و ضریب همبستگی بین متغیرهای زیر به ترتیب عبارت است از: احساس از خود بیگانگی( P=0/65وp=0/000 )،احساس بی معنایی( P=0/53وp=0/000 )، احساس بی قدرتی( P=-0/49وp=0/000 )،احساس انزوای اجتماعی( P=0/42وp=0/000 )،احساس دینداری( P=-0/58وp=0/000 )،احساس حمایت اجتماعی( P=-0/63وp=0/000 )،احساس بی هنجاری( P=0/38وp=0/000 ) و پایگاه اجتماعی * اقتصادی( P=-0/39وp=0/000 ) می باشد

جدول شماره (۳): تحليل واريانس براي آزمون معناداري شكل رگرسيوني (برآورد واريانس)
كل مجموع مجذورات درجه آزادي (df) ميانگين‌مجذورات کميت (F) سطح معني داري sig))
مجموع مجذورات رگرسيون ۲۴۸/۵۰ ۸ ۲۸۱/۶ ۴۸۹/۲۴ ۰۰۰/۰
مجموع مجذورات باقيمانده ۱۸۳/۹۶ ۳۷۵ ۲۵۶/۰ ـــــ ـــــ
مجموع مجذورات كل ۴۳۱/۱۴۶ ۳۸۳ ـــــ ـــــ ــــــ
F اهميت ضريب همبستگي را نشان مي‌دهد كه برابر۴۸۹/۲۴گزارش شده است. در مجموع مي‌توان، نتايج تحقيق را به كل جامعه‌ي آماري با اطمينان قابل قبولي تعميم داد.
جدول۴:نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون بر روی متغیرهای پژوهش با اسیب های اجتماعی
فرضيات تحقيق ضريب زاويه رگرسيون ضريب استاندارد t

Sig

b انحراف معيار

ازخودبیگانگی ۱۱۳/۰ ۰۳۰/۰ ۴۲۵/۰ ۷۲۵/۳ ۰۰۰/۰
حمایت اجتماعی ۰۷۸/۰- ۰۲۸/۰- ۳۰۲/۰- ۸۱۰/۲- ۰۰۳/۰
دینداری ۰۷۹/۰- ۰۲۸/۰- ۱۵۸/۰- ۸۱۱/۲- ۰۰۱/۰
احساس بی معنایی ۰۵۳/۰ ۰۳۳/۰ ۱۳۱/۰ ۱۲۹/۱ ۰۰۰/۰
احساس بی قدرتی ۰۴۷/۰ ۰۰۶/۰ ۱۱۲/۰ ۶۷۲/۶ ۰۰۹/۰
احساس انزوا اجتماعی ۰۳۹/۰ ۰۰۲/۰ ۱۲۲/۰ ۸۲۵/۹ ۰۰۰/۰
پايگاه اجتماعي- اقتصادي ۰۱۰/۰- ۰۱۶/۰ ۰۳۴/۰- ۶۴۵/۰- ۵۱۹/۰
احساس بی هنجاری ۰۲۵/۰ ۰۱۳/۰ ۰۲۴/۰ ۹۳۹/۱ ۰۵۳/۰
همانطور كه ملاحظه مي‌شود ۵ متغير مستقل در شكل رگرسيوني قرار گرفتند كه ضريب همبستگي چندگانه‌ي آنها با آسیب های اجتماعی برابر ۵۸/۰=R و ضريب تعيين برابر با ۳۴/۰=R2 بدست آمده‌است.
اين ضريب بيانگر آن است كه در حدود ۳۴/۰ از واريانس يا پراكندگي متغير آسیب اجتماعی توسط متغيرهاي مستقل موجود در مدل تجربي تحقيق تبيين مي‌گردد و بقيه‌ي واريانس پراكندگي، توسط متغيرهايي تبيين مي‌شود كه در تحقيق ما وارد نشده است. همچنين جدول( ۴) نشان مي‌دهد از بين متغيرهاي مستقل، متغير احساس از خودبیگانگی با ۴۲۵/۰= بيشترين تأثير را برمتغير آسب اجتماعی دارد و پس از آن متغیر حمایت اجتماعی با ۳۰۲/۰= ، و پس از آن دینداری با ۱۵۸ /۰= ، احساس بی معنایی ۱۳۱/۰= در آخر احساس انزوای اجتماعی ۱۲۲/۰= در تبيين متغير وابسته تأثير داشته‌است. ضريب معناداري در جدول (۴) نشان مي‌دهد، با۰۵/.۰ ≥ p مي‌توان نتايج تحقيق را به جامعه آماري تعميم داد.
بحث و نتیجه گیری
پژوهش‌هاي متعدد در دنيا، نشان مي‌دهد، آسیب های اجتماعی یا ضد اجتماعی که تحت عناوین مختلفی تعریف شده است، از چند جنبه واجد اهميت است. بدین سان امروزه آسیب های اجتماعی که بیشتر به قشر جوان بر می گردد خسارات بعضا هنگفتی به بودجه عمومی یک کشور می رساند و در برخی مواقع هم زندگی اجتماعی و روزمره انسان ها، حتی زندگی خود جوانان را دچار اختلال می نماید. كودكان و نوجواناني كه گرفتار این آسیب های اجتماعي مي‌شوند، در اكثر موارد فرصت‌های جبران ناپذيري را از حيث تحصيل و كار از دست مي‌دهند. وجود چنين سابقة نامطلوبي در زندگي آيندة آن‌ها تأثير فراوان مي‌گذارد و با توجه به پذيرفته نشدن آنان در حلقه‌هاي درسي و کاری آبرومند و آينده‌ساز، گروهی مطرود از اين گونه افراد به وجود مي‌آيد، كه به نوبة خود مسأله را برای نسل‌هاي آينده تشديد مي‌كند و باعث تباهي كودكان و نوجوانان بيشتري مي‌شود. رنج و ناراحتی خانواده‌هاي كودكان و نوجوانان آسیب دیده نيز از لحاظ سلامت اجتماع قابل توجه است و ممكن است موجب تنش‌هاي بين خانواده‌ها، همسايگان و ديگران شود.
آسیب های اجتماعی از جمله اعتیاد،خشونت و وندالیسم، يكي از پيچيده‌ترين نمونه‌هاي رفتار انساني است. حتي تصميم‌گيري درباره اينكه آسیب اجتماعی در بین نوجوانان چيست و چه چيزهايي آسیب اجتماعی نيست، به سادگي امكان پذير نيست. به عنوان مثال برای واندالیسم؛واكنش نسبت به تخريب اموال بر اساس اوضاع و شرايط مختلف ممكن است متفاوت باشد. در برخي گروه‌ها معمولي‌ترين شيوة تخريب اموال ، که همانا شعار نوشتن روی ديوار است، مورد قبول قرار مي‌گيرد و يا اينكه ناديده گرفته می‌شود؛ به عبارت دیگر، کسی که مرتکب چنین عملی می‌شود، از طرف گروه مورد مؤاخذه قرار نمی‌گیرد. برخي محققان در انگلستان و آمريكا، از معاني و انگيزه‌هاي متفاوتی در خلق اشكال متنوع ونداليسم سخن می‌گویند (هاسكل و يابلونسكي، ۱۹۷۴، ص۲۷۲).
این مقاله با هدف بررسی عوامل موثر بر آسیب های اجتماعی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهرهای استان لرستان انجام گرفته است. بین ابعاد از خودبیگانگی یعنی احساس بی معنایی،احساس بی قدرتی،احساس بی هنجاری وانزوای اجتماعی با ابعاد آسیب اجتماعی یعنی وندالیسم،خشونت، واعتیاد رابطه معنادار ومستقیی وجود دارد یعنی با افزایش هرکدام از این بعدها میزان آسیب اجتماعی افزایش می یابد. دراین تحقیق آسیب های اجتماعی بر اساس نظریات تئوری میلر، تئوری دورکیم،تئوری کلوارد و اوهلین،تئوری هیرشی، تئوری کوهن، تئوری مرتون، نظرات سیمن مورد بررسی قرار گرفت.درمورد متغیر پایگاه اجتماعی، آنچه از نظریات تئوری فرهنگ طبقه پایین میلر،تئوری شاوومکی استنباط می شود پایگاه اجتماعی اقتصادی دانش اموز تاثیر زیاد در بروز آسیب اجتماعی دارد،نتایج تحقیق حاضر محتوای نظریات مذکور وکارهای پیشین مرتبط با پایگاه اجتماعی اقتصادی، وتاثیر آن بر بروز آسیب اجتماعی را مورد تایید قرار داد،نتایج آزمون پیرسون نشان می دهد که پایگاه اقتصادی اجتماعی تاثیر منفی و عکس معناداری بر آسیب اجتماعی دارد.این امر در تحقیقات(ترکمان،۱۳۹۰)،(جلیلی،۱۳۸۲)و (امینیان،۱۳۹۰)نیز مشاهد می شود.
متغیر ازخودبیگانگی، که خود از مجموع متغیرهای احساس انزوای اجتماعی،بی قدرتی،بی هنجاری،بی معنایی تشکیل شده است.آنچه از نظریات ناکامی منزلتی کوهن،آنومی دورکیم ومرتون تئوری کلووارد و اوهلین استنباط می شد از خودبیگانگی دانش اموز تاثیر زیاد در بروز آسیب اجتماعی دارد،نتایج تحقیق حاضر محتوای نظریات مذکور وکارهای پیشین مرتبط با ازخودبیگانگی، وتاثیر آن بر بروز آسیب اجتماعی را مورد تایید قرار داد، نتایج آزمون پیرسون نشان می دهد که میزان از خود بیگانگی دانش آموزان تاثیر مستقیم ومعناداری بر آسیب اجتماعی دارد.این امر در تحقیقات(ترکمان،۱۳۹۰)،(محسنی،۱۳۸۴)،(نورایی وصیدی،۱۳۸۴) (امینیان،۱۳۹۰)نیز مشاهد می- شود.متغیر دینداری،.آنچه از دورکیم،توکویل،دیویدرایزمن وفروید استنباط می شد میزان اعتقادو دینداری دانش اموز تاثیر زیاد در کاهش بروز آسیب اجتماعی دارد،نتایج تحقیق حاضر محتوای نظریات مذکور وکارهای پیشین مرتبط با دینداری، وتاثیر عکس آن بر بروز آسیب اجتماعی را مورد تایید قرار داد،نتایج آزمون پیرسون نشان می دهد که میزان دینداری دانش آموزان تاثیر منفی ومعناداری بر آسیب اجتماعی دارد.این امر در تحقیقات(ترکمان،۱۳۹۰)،(محسنی،۱۳۸۴)و (نورایی وصیدی،۱۳۹۰)نیز مشاهد می شود.

فهرست منابع
۱- احمدی، حبیب (۱۳۷۷)، «نظریه¬های انحرافات اجتماعی»، شیراز: انتشارات زر.
۲- احمدی، حبیب (۱۳۸۴)، «جامعه¬شناسی انحرافات»، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه¬ها
۳- اخوی، احمد (۱۳۷۳)،«مطالعه‌ای در نظریه‌ها، کاربردها و تجربه‌های تجارت بین‌الملل، استراتژی بازرگانی و توسعه اقتصادی»، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی.
۴- ادیب حاج باقری، محسن، و همکاران (۱۳۸۶)، « روش¬های تحقیق کیفی»، تهران: انتشارات بشری، چاپ اول.
۵- دواس،دی.إی (۱۳۸۱)،«پیمایش در تحقیقات اجتماعی»،ترجمه هوشنگ نایبی،تهران:نشر نی،چاپ سوم.
۶- دورکیم، امیل (۱۳۷۸)، «خودکشی»، ترجمه نادر سالاری¬زاده امیری، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.
۷- دوركيم، اميل (۱۳۷۹)، « تقسيم كار اجتماعى»، ترجمه باقر برهام، تهران: نشر مرکز
۸- ساروخاني،باقر(۱۳۸۳)، «روش هاي تحقيق در علوم اجتماعی،جلد اول. اصول و مباني (چاپ نهم)». تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي.
۹- ستوده،هدایت¬اللّه(۱۳۷۳)، «مقدمه¬ای بر آسیب شناسی اجتماعی»،تهران: موسسه انتشارات آوای نور، چاپ دوم.
۱۰- ستوده، هدایت¬اللّه (۱۳۸۲)، «آسیب¬شناسی اجتماعی(جامعه¬شناسی انحرافات)، تهران: تهران انتشارات آوای نور.
۱۱- سلیمی،علی؛داوری، محمد (۱۳۸۶)، «جامعه¬شناسی کجروی»، قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه.
۱۲- سمیعی، ح (۱۳۳۳)، « حقوق جزا»، تهران: شرکت مطبوعات، چاپ چهارم.
۱۳- سويج،مايكل،آلن‌وارد (۱۳۸۰)، «جامعه‌شناسي شهري»، ترجمه ابوالقاسم پوررضا، نشر تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني (سمت).
۱۴- شیخاوندی، داور (۱۳۷۹)، «جامعه¬شناسی انحرافات و مسائل جامعوی »، مشهد: نشر مرندیز..
۱۵- عبدالهی،محمد(۱۳۸۱)،«جزوه روش تحقیق»،انتشارات دانشکده علامه طباطبایی.
۱۶- گیدنز، آنتونی (۱۳۷۳)، «نظریه¬های جامعه شناسی»، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.
۱۷- گیدنز، آنتونی (۱۳۷۷)، «جامعه¬شناسی» ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.
۱۸- گیدنز، آنتونی (۱۳۸۱)، « جامعه¬شناسی»، ترجمه منوچهر صبوری، ، تهران: نشر نی، چاپ هفتم.
۵۶- Block. Michael, Heineke. John, (1975): “A Labour Theoretical Analysis of Crimhnal choice”. American Econemic Review, 1975, Vol. 65.\
۵۷- Cohen, Albert K (1968): “Deviant Behavior”, In Sills, David L. International Encyclopedia of Social Science. Vol. 4. New York: Mcmillan Company & The Free Press.
۵۸- Coleman, J. S. (1988). “Social capital in the creation of human-capital.” American Journal of Sociology 94: S95-S120.
۵۹-Defler, L. B. (1968), “Ecological Variables in the Cross-Cultural study of Delinquency”, Social Forces.
۶۰- Demombynes. Gabriel, Bozler. Berk (2002): “Crime and Local Ineqality in South Africa”. E-mail: Gabriel@demog.berkeley.edu and E-mail: bozler@worldbank.org. Web. http://www.worldbank.org/wbi/B-SPAN/docs/crime_inequality_paper.pdf.
۶۱- Donnermeyer, Joseph F. 2007. “Rural Crime: Roots and Restoratin”. International Journal of Rural Crime, 1:2-20.
۶۲- Durkheim, E. 1951,” Suicide”, Translanted by J. A. Spaulding and G. simpon, New York: Free Press.

Print Friendly

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*


*